کوک خیاطی به گویندگی | نیلا غفوری | قسمت ۵

از خانم نیلا غفوری پرسیدم که چرا بعد از 14 سال کار حرفه ای تو حوزه خیاطی، با اینکه درآمد و جایگاه خوبی داشتی حاضر شدی گویندگی رو شروع کنی و خیاطی رو کمرنگ کنی؟
بهم جوابی داد که قانع شدم! توی این قسمت پادکست راه پله در مورد کشف استعداد خودمون توی گویندگی صحبت کردیم تا روش های کسب درآمد از این مسیر.
این قسمت رو ببینید…

 

متن گفتگو با خانم نیلا غفوری

 

+سلام دوستان خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستیم، با یکی دیگه از قسمت های پادکست راه پله، این دفعه نوبت خانوم هاست. امروز در خدمت کسی هستیم که متوجه استعدادش شد، استعدادی که شاید ذاتی و با تمرین قوی شده بود، و این استعداد به جایی رسید که به بیزینس اصلی شون تبدیل شد، و این بیزینس شون گویندگی هست.

خیلی از افراد شاید این صدا رو داشته باشن، اما نمیتونن ازش پول دربیارن، اما بعضی ها با استعداد و تلاش میتونن از مسیر گویندگی به  کسب درآمد برسن و حتی بیزینس شون رو بزرگتر کنن و اثر بخشی شون رو در تولیدات هنری داشته باشن. امروز در خدمت خانوم نیلا غفوری هستیم، ممنون که دعوت مارو پذیرفتید، از گویندگان خوبی هستن که استعداشون از صداشون مشخص هست. خیلی خوش اومدین.

-به نام حضرت دوست، که هر چه داریم از اوست. من رو که شما معرفی کردید، خوشحالم که امروز در خدمت شما هستم و قسمتی از پادکست راه پله رو به من اختصاص دادید.

+ممنونم که دعوت مارو پذیرفتید، با این شلوغی هایی که داشتید خیلی ممنون که دعوت مارو پذیرفتید. اگر موافق هستید خیلی مختصر خودتون رو معرفی بفرمایید. متولد چه سالی هستید، چند سالتونه، و چی خوندید؟

– نیلا غفوری هستم، متولد ۲۲ بهمن ۶۷، الان ۳۴ سالم هست، مسیر من هم که مشخص هست و شما توضیح دادید.

+خوش اومدید، خانوم غفوری کی متوجه شدید که به حوزه صدا علاقه مند هستید، در مورد تولیدات صدا هم صحبت خواهیم کرد، کی متوجه شدید؟ از بچگی صداتون همینطور خوب بود؟ من دفعه اولی که باهاتون ملاقات کردم فکر کردم صداسازی میکنید.

-بله یادمه که گفتید راحت باشید خانوم غفوری و صداسازی نکنید. و یادمه گفتم بهتون که صدای خودم هست. یادم هست که رفته بودیم تیزر ضبط کنیم، و مسئولمون می‌گفت خانوم غفوری صدات رو تغییر نده، و اینجا باید خودت باشی. گفتم صدای خودم هست. برای من جالب بود و خیلی افراد فکر میکنن واقعا صدای خودم نیست.

 برام ناراحت کننده هست، چون وقتی یکی میگه صدات قشنگه، حس بدی بهم میده، و نمیدونم چرا. و در مورد گویندگی و صدا، من گوینده نبودم. نزدیک دوازده سال یا سیزده سال خیاط بودم. امروز هم البته مانتویی که خودم دوختم رو پوشیدم که باور پذیر باشه.

در مورد دوران خیاطی، از اوایلی که تلگرام اومد، من گروه های ادبی زیاد داشتم. اون گروه ها چالش می‌ذاشتن، یا خودم به شخصه، متنی رو که بود ویس میذاشتم و می‌خوندم. و این باعث میشد من بیشتر معرفی بشم. اگر کارم اشتباه بود، بعضی از اساتیدی که گوش میکردن خوبی ها و بدی هاش رو میگفتن، و این نقد سازنده باعث میشد که من دفعه بعد اون نکات رو رعایت کنم.

+یعنی اولین باری که حس مثبتی از لحن و صدای خودتون به صورت کلی گرفتین زمانی بود که در تلگرام متن ادبی پیدا می‌کردید و میخوندید و در کانال خودتون می‌داشتید. بازخورد ها خوب بود؟

-بله، میدونید این خیلی خوب بود که مردم صدای من رو میپسندیدن، دوست داشتن و لایک میخورد. این برای من خوب بود و انرژی مثبت داشت. غیر این، من خیاط بودم و روابط‌عمومی خوبی هم داشتم با مشتری ها. من با هر قشری ارتباط داشتم و این خیلی خوب بود که بعضی از مشتری هایی که میومدن جای من، مثلا از کشور های دیگه سفارش داشتن که باید براشون میدوختم و میفرستادم، تماس میگرفتن با من و میگفتن که ما تماس گرفتیم فقط حال شما رو بپرسیم، فقط صدای شمارو بشنویم. برای من این مسئله جالب بود، یک دفعه بهشون گفتم که من مشغول هستم و پشت چرخ کار دارم، و گفتن نه، صدای شما زیباست و دوست داریم صداتون رو بشنویم. اون زمان صدای من شبیه صدای مریم حیدرزاده بود. شنیدید صداشون رو؟

+صداشون شبیه صدای شماست نه از لحاظ لحن

-صدای نازکی دارن، اگه شنیده باشید صدای من شبیه صدای ایشون بود. و  همه دوست داشتن. ولی من صداسازی اصلا کار نکردم، و فقط اگر ما می‌خوایم تو این زمینه موفق باشیم، حتما لازم نیست صداسازی کار کنیم، صدا با تمرین، و یا کتاب خوندن زیاد می‌تونه به موفقیت برسه.

+یعنی فن هست؟ یه بخشی از اون می‌تونه ژنتیک باشه؟ مثلا صدای من الان نزدیک به لوزه سوم هست، و مقداری گرفته ست. اعتراف میکنم صدای من برای گویندگی خوب نیست، اما اگه منم بیام برای تمرین، میتونم کار گویندگی کنم؟

-بله فن هست، و اینکه شما گفتید صدای من خوب نیست، من قبول ندارم

+صدای من گرفته نیست؟ تو دماغی صحبت میکنم.

-ببینید ما صدای بد نداریم، هر صدایی در جایگاه خودش خوبه، فقط ما یک ماهیچه داریم که باید مثل بقیه ماهیچه ها که براش میریم باشگاه و قوی شون میکنیم، این ماهیچه هم قوی کنیم. عضله رو قوی کنیم و قوی بشیم. در اصل تغییر کنیم. صدا هم مثل همینه. دیدین بعضی ها بزرگ شدن ولی صدای بچگونه دارن؟ یا بعضی ها بزرگ هستن ولی صدای پخته ای دارن؟ اینا باعث شده کسی که صدای بچگانه داره صداش در همون رده بچگانه بمونه و تقویت نشه. بهش نرسیده و کار نکرده. یعنی‌ از صداش استفاده نکرده، هرچی ما از صدامون بیشتر استفاده کنیم، صدا پخته تر، قوی تر و رساتر میشه.

+همینجا بپرسم، اگر من بخوام صدام قوی‌تر بشه باید چه کاری انجام بدم؟ برم کلاس؟ تمرین های اصولی روزانه داره؟ چون فرمایش شما رو یکی دیگه از دوستان در پادکست گفت، که یکی از خواننده های معروف گفته من در یک سال اول که میخوندم، هرکس صدای من رو گوش میکرد می‌گفت این صدا صدای خوبی نیست و تو به مسیر خوانندگی نمی‌خوری. پس میشه با تمرین صدا رو قوی کرد؟

-صد در صد، حتی من در این گروه های ادبی که صدام رو میفرستادم، یکی از اساتید پیام گذاشته بود که خانوم غفوری، شما صدای فوق العاده ای دارید، اگر بخواید من آموزش شمارو برمیدارم تا با من آموزش ببینید. من فکر کردم که حالا که ایشون لطف کردن و خودشون پیشنهاد دادن، حتما استعدادی در من دیدن که گفتن، بنابراین قبول کردم. پرسیدید که من چطوری باید صدام رو قوی کنم؟ باید دوره بگذرونم؟ صد در صد‌. ما یک سری تکنیک داریم، که حتی من که الان چندساله گویندگی کار‌میکنم، اون هارو روزانه باید انجام بدم، و نباید فراموش کنم و متوقف بشم.

+همینجا یک سوال بپرسم؟ شما زمانی که فرمودید علاقه تون و رشته دانشگاهی تون خیاطی بود، و داشتید حرفه ای هم کار می‌کردید، صداتون همین شکل بود؟ یا الان بعد از چندسال تمرین این شکلی شد؟

-الان اشاره کردم که هرچقدر در این مسیر قرار بگیری، هرچی صدا پخته تر بشه، ورزیده تر بشه، صدا زیبا تر و رسا تر میشه.

+یعنی اون اول بن مایه در شما بود، اطرافیان میگفتن، بعد اون رو تقویت کردید؟

-من صدام خوب بود، ولی میگم صدای بد نداریم و همه میتونن این مسیر رو بگذرونن، ولی اگر صداسازی کار میکنید، صداسازی یه چیزی هست که با حنجره باید کار کنید و زحمت بکشید، روی حنجره تون فشار میاد. و بهتره با اساتیدی کار کنید که میدونید تخصص رو دارن. چون خیلی از این ها ممکنه روی صدا و حنجره تاثیر بذاره و عواقب خیلی بده داشته باشه. حتی بعضی از تمرینات اشتباه به سرطان حنجره منجر میشه. به خاطر همین باید بدونید که با کی دوره رو برمی‌داری. خیلی مهم هست.

+باید تمرینات حرفه ای و اصولی باشه. دقیقا مثل بدن سازی که مثال زدید. ممکنه اسیب بزنه اصلا که دیگه نتونی ادامه بدی. مثلا پارگی عضله. پس ما امیدواریم باشیم، یعنی کسانی که علاقه مند هستن به گویندگی بپردازن، منتهی بسته به صداشون بعضی ها کمتر زحمت میکشن بعضی ها بیشتر.

-دقیقا، ببینید من که دارم میرم، هزینه های کلاس های گویندگی خیلی هم بالاست، چون واقعا اساتید باید زحمت بکشن، ولی من میگم بعضی ها هستن میرن دوره میگذرونن، بعد میگن من این دوره رو گذروندم، الان یک گوینده هستم. ولی اینو باید قبول کنه که اگر تو چهار‌ساعت دوره میگذرونی، یا پنج یا ده ساعت حداقل، باید اینو بدونی که نتیجه زمانی حاصل میشه، که مستمر اون تمرین و تکنیک انجام بشه.

+اینجوری نیست که ما یک دوره گویندگی بریم، بیو پیج رو عوض کنیم دیگه.

-دقیقا الان همین طور شده، دوره می‌گذرونن، و میگن چون ما این تکنیک هارو گذروندیم گوینده هستیم.

+این بحث رو خانوم غفوری ما در همه حوزه ها داریم. در پریمر هم همین هست. طرف دوره ده ساعته میبینه، مونتاژ یاد میگیره، و بیو پیج و عوض می‌کنه میزنه تدوین گر. من هنوز بعد از شیش تا هفت سال کار با پریمر خودم رو تدوین گر صدا نمیزنم. جستجو گر یا مثلاً فعال حوزه تدوین هستم.

-دقیقا، من هم میگم من هنوز ذره ای در دنیای هنر هستم، ذره ای از دنیای هنر هستم، برای اساتید بزرگ هم، حتی در هر زمینه و تخصصی، زمانی اون تخصص ادامه پیدا میکنه، که اون آموزش ها ادامه داشته باشه.

+یعنی نگن که من رسیدم به ته تخصص، یعنی‌ روحیه باشه. از اون طرف فرد نباید خودش رو متوقف کنه. مثلا دوره رفته، کار رو انجام بده، پروژه اومد مثلا برای نریشن، می‌تونه بخونه. ولی باید رشد کرد.

-درسته، از این حرف شما من بگم، در مورد خیاطی طوری شده بود که به تهش رسیده بودم.

+یعنی خیلی حرفه ای بودید؟

-من هم مردانه و هم زنانه و هم بچگانه کار میکردم.

+قبلا هم گفتید بین المللی کاری می‌کردید و همه راضی بودن.

-بله، درسته، همه به هم میگفتن، و من مشتری های بین المللی م  بیشتر از داخلی بودن، و دیگه نمیرسیدم مشتری داخلی جواب بدم، و مشتری خارجی برام صرفش بیشتر بود.

+چند سال خیاطی میکردید؟

-من از دوران راهنمایی، چون مادرم خیاط بود. یادم هست که مامانم وقتی می‌نشست پشت چرخ، من اون پایین مینشستم و می‌گفتم کی زمانی میرسه که مادرم از پشت چرخ بلند بشن و من برم فقط پشت چرخ بشینم.

+علاقه شدید داشتید پس.

-علاقه خیلی شدید، من قبل از گویندگی همیشه میگفتم عشق من خیاطی هست. من همیشه میگم باید کار و حرفه ای رو انتخاب کنی که در اون واقعا به بهترینش تبدیل بشی‌. و علاقه اولین چیزی هست که باعث میشه به اون هدف برتری که تو ذهنت میخوای برسی.

+خانوم غفوری، ما همیشه میگیم علاقه عامل جذب و نگه داشت هست و بعد موفقیت، یعنی برای این سه گام، اگه علاقه نباشه و هرمحرکی باشه فروکش میکنه، خیلی وقت ها ممکنه جو دانشگاه و… باشه. مثلا الان همه می‌خوان بلاگر باشن، بلاگری هم آسون نیست، فرد همه زندگی شو میزاره، وقتی روزمرگی می‌زاره، داره خیلی چیز ها و از دست میده، حالا کاری ندارم بریم سمتش یا نه، ولی اینطوری نیست که هرکسی گوشیش رو برداره و بلاگر بشه. واقعا باید علاقه داشته باشی که بمونه.

-هرکسی مشکلات خودش رو داره، ولی من همیشه از مشارکت و سختی هام قدردان هستم چون باعث میشه برای چیزی که میخوای تلاش کنی. اگر من مثلا پدرم می‌گفت برو این رشته و من حمایتت میکنم، شما اون رشته مورد علاقه من نبود، ولی الان به اینجایی که رسیدم نمیرسیدم، ولش میکردم و میگفتم زندگی چیه.

بحث سختی شد. ما چون اتباع هستیم برای خرج مدرسه مون باید تابستون ها کار میکردیم که بتونیم به خانواده کمک کنیم. این شد که من خیاطی رو دیگه یاد گرفتم و بعد از اینکه پیش دانشگاهی خوندم همون رو ادامه دادم. من حتی با یک استاد صحبت کردم و گفتم که من می‌خوام تجربه های شما رو بخرم، چون سن شما بالاتره. ایشون خندید و گفت نیلا جان این حرف برای من عجیبه چون تا حالا کسی این حرف رو به من نزده. گفتم جدی بهتون میگم و گفتن بهش فکر میکنم.

بعد رفتم ازشون پرسیدم، گفتن من این کار رو برای کسی نمیکنم، و برام عجیب بود که کسی این رو بهم گفته. من گفتم ببینید، من خیاطی رو بلدم، ولی شما یه تجربه هایی دارید  که من ندارم و اون هارو می‌خوام بخرم، به چه قیمت اون هارو در اختیار من میزارید؟ اون جا قیمت مشخص کردیم.

+یعنی دوره خصوصی رفتید؟

-بله دوره خصوصی برداشتم، و میرفتم خونه ایشون.

+یعنی نکات پایه نبود، بحث کلیدی رو باهاشون گذروندید؟

-بله، من این دوره رو با ایشون گذروندم، و گفتن که نیلا جان، بیا این آموزشگاه ما رو در مشهد داشته باش. چون من دانشگاه نیشابور طراحی دوخت درس دارم. همه کار های شخصی که آموزشگاه قبول میکرد میومد برای من. حتی قبل از رفتن به آموزشگاه هم برای من با سرویس سفارش می‌فرستاد و من بعد از آماده شدن براشون می‌فرستادم. من چند روز بهش فکر کردم.

+اون موقع کار صدا هم میکردید؟ کسب درآمد میکردید؟

-نه، کار صدام در حد شعر خوانی ها بود. کار دلی بود. بعد از مدتی تماس گرفتن و گفتن به پیشنهاد فکر کردی؟ پیشنهاد خوبی هست و من این پیشنهاد رو حتی به دانشجو های دانشگاهم ندادم. من گفتم ببینید من میتونم مستقل باشم، چرا باید بیام آموزشگاه؟ فکر کردم برم اونجا شما درصدی از اون کار رو به من میدید.

+سقف شمارو محدود می‌کرد.

-بله دقیقا. گفتم من میتونم تخصصی کار کنم.

+این نگاه رو از جایی یاد گرفته بودید ؟

-تو ذات من هست.

+چون خیلی نگاه عمیقی هست. من الان که به پشت صحنه نگاه کردم، به یکی از بچه ها گفتم که شما تا مادامی که در مجموعه کار میکنید یک سقف حدودی برای خودتون دارید، اگر میخواید اینو بشکنید و چهار پنج برابرش کنید باید مستقل باشید. من تو هر مجموعه ای که دوستان میان اینو بهشون میگم که تا زمانی که اینجا هستید، بدونید که چیزی رو دارید از دست میدید و به چیزی هم می‌رسید. من خودم بهتون میگم مستقل باشید چون اینجا سقف داره.

یکی از خوبی های فری لنسری هم که جذابه و افراد سمتش میرن همین هست که سقف نداره، و مثلا با یک تلفن، ممکنه یک پروژه خوب بگیرن. با یکی از بچه ها صحبت میکردم، و می‌گفت قبل از فیلتر شدن اینستاگرام یک پروژه خوبی بهم خورد و در ماه هشتاد میلیون تومان درآمد داشتم، و داشتم برای مجموعه تولید محتوا میکردم و ماه اول درآمد رو گرفته بودم. شما در هر مجموعه ای کار کنی در حد هشتاد میلیون تومان که درامد نداری.

-چون گروه هستید.

+دقیقا و باید تقسیم بشه، اما زمانی که مدیر هستی میتونی مدیریت منابع مالی رو داشته باشی. البته اینطوری هم نیست کسی تنها کار کنه و هشتاد میلیون بگیره، سختی های خودش هم داره. ولی خب شما اگه در اون آموزشگاه بودید یک سقفی داشتید.

-شاید به اون عادت میکردم.

+خیلی خطرناک هم هست.

-من ذاتا اینطوری هستم، که دوست ندارم تحت نظر کسی کار کنم.

+روحیه خوبی هست.

-مثلا من برای کارهام تا حالا استودیو نرفتم، از اول با گوشیم ضبط میکردم، حتی لپتاپ هم نداشتم و با گوشی ضبط میکردم.

+درآمد هم داشتید؟

-درآمد هم داشتم، سفارش هم میگرفتم، ولی کم کم توسعه پیدا کرد. یادم هست ده میلیون تومان هم داشتم، مقداری هم قرض کردم و گفتم الان وقتش هست که لپتاپ بگیرم و حرفه ای تر کار کنم.

+ابزار‌ واقعا آدم رو جلو میندازه.

-خیلی، ابزار که گرفتم مجبور بودم کنار کارم نرم افزار هارو هم یاد بگیرم. نرم افزار های تدوین، افتر افکت و… هم مجبور بودم یاد بگیرم. این هارو هم رفتم نرم افزارش رو و آموزشش رو کامل خریدم، و این هارو هم شب ها قبل خواب یک نکته یاد میگرفتم. و فردا صبح دوباره تکرار میکردم، روی‌ کارم امتحان میکردم و اینطوری شد که من حتی تدوین و … رو خودم میزنم.

+یعنی همزمان هم بخش صدا رو میزنید و تدوین رو؟

-بله، سفارشی که میگیرم، تدوین و تنظیم صدا و… رو همش رو خودم انجام میدم.

+ آها، خیلی جلوتر نریم، قبلش خیلی کوتاه از اون لحظه ای که تصمیم گرفتید از علاقه شدید تون و درآمد خوبتون به گویندگی سوئیچ کنید، کی بود؟ چی شد؟ اتفاقی رفتید سراغش؟ با برنامه ریزی؟

-من از خیاطی به تهش رسیده بودم،که چیزی نبود برای یاد گرفتن، و روحیه ای دارم که حتما باید در حال آموزش باشم. و این باعث شد که من از خیاطی خسته بشم چون جایی برای پیشرفت نداشت. برای همین یکی از اساتید که به من پیام دادن من قبول کردم. مثلا قرار شد دوره هاشون رو بردارم و باهم کار میکردیم. هرشب باید ده تا دوازده تمرین می‌فرستادم. یادم هست که تا دوازده شب پشت چرخ خیاطی بودم، و بعدش هم آنقدر خسته بودم که خمیازه میکشیدم، ولی کارم رو می‌فرستادم. بعد از اون میرفتم دنبال صدا و حتی بعضی شب ها ساعت دو و نیم می‌خوابیدم. وقتی تمرین تموم میشد و ارسالش میکردم، بعد می‌خوابیدم.

+یک سوال دیگه خانوم نیلا غفوری، اگر درآمد خیاطی تون سه برابر بود بازم همین تصمیم رو میگرفتید؟ یعنی چون توسعه نداشت رهاش می‌کردید؟

-بله، من از خیاطی خیلی درآمد داشتم، و درآمد عالی بود، وقتی چیزی که مخاطب میخواد رو براش تهیه کنی، صد در صد مشتری هم هست و مشتری میخواد کار رو براش انجام بدی، ولی فقط به خاطر این بود که جای پیشرفت نداشت. من حتی وقتی به یک لباس نگاه میکنم، انگار الگوش رو دارم میبینم، حتی الان. اما به خاطر همین، من کم کم وارد صدا شدم، و حتی استاد من به من آفرین می‌گفت. حتی الان که تماس میگیرم و حالشون رو میپرسم، میگن خانوم غفوری، اسم شما روی زبان من هست برای شاگردانم، چون باید از درون سختی ها مفاهیم خوب رو برداشت کنیم.

+سوال بعد اینکه، حس متوقف شدن تو این بیزینس خیاطی ممکنه در صدا هم برای شما پیش بیاد؟! یعنی بگید مثلا گویندگی تموم شد و برم سراغ انیمیشن؟

-شاید، من مطمئنم اگه دوباره متولد بشم سراغ خیاطی و گویندگی خواهم رفت و دوستشون دارم و ادامه میدم همین رو، ولی صدا انقدر فرار هست که فکر نکنم تموم بشه هیچ وقت. وقتی خودت در حال پیشرفت هستی یعنی دنیا هم داره پیشرفت می‌کنه.

+خیلی جذاب هست، خانوم غفوری، فرض کنید یکی از افرادی که پادکست رو میبینه علاقه مند به حوزه گویندگی باشه، باید چیکار بکنه؟ اول بره کلاس؟بشینه ویدیو ببینه؟

-اول نگه صدای من بد هست. اول این رو در خودش بشکنه که صدای من بد هست. دیدین بعضی ها به خودشون اجازه نمیدن جایی صحبت کنن چون میگن صدام بده.

+یا وقتی صدای خودش رو ضبط میکنه مثل همه که از خودشون عکس میگیرن و ناراضی ان، از صداش ناراضی باشه.

-ببینید صدای اصلی ما میشه صدایی که ما ضبط میکنیم و مخاطب از ما میشنوه، الان این صدایی که شما می‌شنوید صدای اصلی من هست، ولی صدایی که به گوش خودم میرسه، فرق میکنه، چون من وقتی صحبت میکنم صحبت خودم در سرم میپیچه و دهان به گوش نزدیک هست، و این باعث میشه صدای من متفاوت باشه با چیزی که مخاطب می‌شنوه.

+در ادوب ادیشن باید دی نویز بزاریم پس.

-الان میتونید تلگرام برید و صدای خودتون رو ضبط کنید و گوش کنید، اونی که خودتون دارید می‌شنوید رو حس میکنید فرق داره، و فکر میکنید بد هست.

+این فرق رو حس می‌کنه.

-بله دقیقا. حس می‌کنه و می‌فهمه، صدایی که من دارم می‌شنوم خوبه،ولی صدایی که ضبط کردم بد هست. ما باید خودمون صدا اگاهی داشته باشیم.

+یعنی چی؟

-هر زمان صدای خودمون رو ضبط کنیم، گوش کنیم و ببینیم صدای خودمون چه پیغامی برای مخاطب داره، پر انرژی هست؟ استرس داره؟ غمگینه؟ شاید دیده باشین در بعضی کلاس ها استاد انقدر آروم و یکنواخت حرف‌میزنه که تمام دانشجو هاش خواب هستن. پس این بهترین کار هست که اول صدای خودمون رو بپذیریم. در مرحله اول سعی کنیم کتاب زیاد بخونیم، در حین خواندن صدای خودمون رو ضبط کنیم و بشنویم، این که کتاب رو بلند میخونی، باعث میشه عادت کنی کلمات رو شمرده بخونی، چون کلمات ادبی هستن و باعث میشه حروف درست ادا بشن و تکمیل ادا بشن، بعضی ها کلام رو میخورن.

 به نظر من فن بیان جدای از صدا، چیزی هست که همه قشر جامعه باید یا دوره ببینن، یا یاد بگیرن که حروف رو درست ادا کنن، و کلمات قشنگ به کار ببرن، حالا چرا؟ خیلی از والدین و فرزندان الان نمیتونن با هم ارتباط برقرار کنن، و این به خاطر همین فن بیان هست. اگر من فن بیان درستی داشته باشم چرا نتونم با بقیه ارتباط بگیرم؟

+اصلا با فن بیان آدم می‌تونه مفاهیم مغزش رو درست بیان کنه. بعضی وقتا دیدین طرف ممکنه اشتباه برداشت کنه، با این که منظور تو اون نبوده. چرا چون فرد نتونسته کلمه درست انتخاب کنه، لحن درست و زبان درست، همه اینا تاثییر داره. من خودم این مشکل رو دارم که حرف هام خورده میشه وقتی دارم تند حرف میزنم.  

-دقیقا. شما میتونید همین تکنیک رو انجام بدید.

+خب من معمولا کتاب رو با چشمم میخونم.

-اتفاقا چند روز پیش یکی از دوستان پیام داده بودن، که می‌خوام در راستای گویندگی همکار شما بشم و دوره بگذرونم، گفتم شما روزی یک ساعت اگر سرکار میری، روزی یک ساعت کتاب بخون، هم چیزی یاد گرفتی و هم کتاب رو خوندی. پیشرفت میکنی. کتاب رو بردار و هرچقدر که میخونی‌ با چشم نخون، و بلند بخون. خود بنده الان موقع کتاب خوانیم، عصر ها موقع دم کردن چایی هست، که با خانواده میشینیم و من کتاب رو بلند میخونم، انگار برای همه میخونم و همه دارن کتاب میخونن. برای خودم جالب بود که اوایل فکر میکردم گوش نمیکنن، بعد از مدتی فهمیدم دارن بعضی جاها عکس‌العمل نشون میدن و متوجه هستن.

+از دکلمه رایگان استفاده میکنن.

-از پادکست رایگان بله. جدا از اون من هرجا خرید، یا مغازه میرم، انقدر فن بیان تاثیر داره، که باعث میشه بهت احترام بزارن، چون اون افراد از صدای تو و از شیوه برخورد تو و از شخصیت تو لذت میبرن. ازت تشکر هم می‌کنن.

+صدا در انتقال مفاهیم اولین آیتم هست به نظرم.

-صدا یکی از آیتم های مهم شخصیت هست.

+بله، با بچه ها که صحبت میکردیم، میگفتم اگر با کسی اختلاف دارید، در پیام رسان ها باهاش چت نکنید، اگر میخواید چت کنید ایموجی هم اضافه کن که مفاهیم رو برسونی، اگر میتونی صوت بفرست و اگر نه ویدیو و اگر میتونی حضوری برو.

-ما همیشه میگیم تایپ رو بزاریم کنار. اگر میخوای بداهه ت قوی بشه، و هم اینکه اعتماد به نفست بیشتر بشه، همیشه ویس بدید.

+پس من کار خوبی میکنم ویس می‌فرستم.

-اتفاقا میخواستم تشکر کنم.

+یه زمانی آقای زالکی به من گفت میلاد میشه ویس ندی؟ من دارم کار میکنم و حواسم پرت میشه، اگر متن باشه میخونم، و گفتم نه.

-برای آقای زالکی یادم هست ویس دادم یه دفعه، چون دوره خبرنگاری مون رو با آقای رحیمیان و آقای زالکی گذروندیم، خبر‌کار میکردیم، و ویس دادم برای اولین بار، آخه من همیشه تایپ میکنم که از تقاضای ویس بقیه جلوگیری بشه تا حدودی، و برای آقای زالکی که اولین بار ویس دادم، گفتن انگار صحبت های عادی تون هم همینطوره! و انگار دارم رادیو گوش میکنم! برای همین هست که من اصلا ویس نمیدم، و جایی میرم خیلی حرف نمی‌زنم و شنونده هستم.

+حالا من که به خاطر تنبلیم هست! ولی الان از شما یاد گرفتم که فن بیانم رو قوی کنم.

-من یادم هست که شما خودتون سه دفعه به من ویس دادین، و میخواستم تشکر کنم که ویس فرستادین و به فکر خودتون هستین. البته بازم خوب هست.

+آخه من ویژگیم این هست که تند تند حرف میزنم و تایپ منو اذیت میکنه، گاهی برای بچه ها سلام هم صوت میفرستم.

-این خیلی خوبه، تمرین خوبی هست، اون کتاب خوانی هم عالی هست، شما اگر یک ماه حداقل زمان بزارید و یک ساعت کتابی که دارین میخونین رو با صدای بلند بخونید بعد از یک ماه تاثیرش رو می‌بینید و به من هم اطلاع بدید.

+در تایید حرف شما، یکی از اقوام در جمعی بود و خیلی ادبی و سنگین و با فصاحت زیاد صحبت میکرد، و من نمیدونستم ایشون زیاد کتاب میخونه، به مادرم گفتم چطوری ایشون انقدر شمرده حرف میزنه؟ گفتن میدونستی که تو خونشون کتابخونه بزرگی داره، که همه اون کتاب هارو خوندن؟

-دقیقا، اینم سند هست، خیلی خوب هست که همه یاد بگیریم درست کلمات رو ادا بکنیم، و اون اصل پارسی ما در اون درست ادا کردن کلمات هست.

+دهه هشتادی ها و نودی ها مخصوصا این طوری هستن. چند روز پیش یه کلیپ می‌دیدم طرف می‌گفت این پیامک رو شاگردم فرستاده، پیامک نوشته بود سلام ستون، اگه میشه این گروه مارو عوض کن، چون بچه های اینجا خیلی نوبن حاجی!

-اونا به جای س، سین میگن، خوبی رو خ میگن، به جای اینکه یک کلمه بخورن، سه چهار تا کلمه میخورن.

+دقیقا اگر دایره لغات شون رو بلد نباشی متوجه نمیشی چی میگن.

-فکر میکنم غذا کم میخورن که کلمه میخورن!

+پس کسی که علاقه مند هست به گویندگی، تمرین هاش رو که یاد گرفتیم، بخواد حرفه ای تر بشه چیکار کنه؟

-تمرینات مستمر هستن، یعنی باید همیشه باشه.

+گام بعدی چیه؟ می‌خوایم به پول برسیم.

-من همیشه میگم اول باید روی خودت سرمایه گذاری کنی. اگر میخوای به درآمد درستی برسی. حالا اگر اون اساتید چیزی رو به عنوان شهریه مشخص میکنن حقشون هست، چون اون همه زحمت که کشیده، و اون همه عمر صرف کرده، و شما تجربه رو یاد میگیری، و این خیلی ارزش بیشتری داره تا چیزی که خودش یاد گرفته. نظر من اینه که استاد خوبی پیدا کنن، دوره خوب بگذرونن، و استمرار در تمرین داشته باشن. استاد فقط میگه.

من زمانی در فرهنگسرا درس میدادم، پاتوق گویندگی. بچه ها میومدن یاد میگرفتن و تمرین نمی‌کردن و من بهشون میگفتم تا تمرین نکنی یاد نمی‌گیری. چون من همه جا با شما نیستم.یا اون استاد همه جا باهات نیست که ببینه تو یک ساعت وقت میزاری و با عشق تمرین میکنی. پس اون تمرین هست که به جایی میرسه و به پول‌ میرسه و به هدف در ذهنت می‌رسی باهاش.

+خب، خانوم غفوری بچه ها زیر نظر استاد تمرین کردن و حرفه ای شدن، چطوری پروژه بگیرن و خودتون چطوری پروژه میگرفتید؟ اصل پادکست همین هست.

-اینجا خیلی نکته مهمی هست، بعضی ها میرن مدرک میگیرن، و میگن با مدرک این دوره شاید جایی مشغول به کار بشیم.

+یعنی حقوق ثابت بگیرن؟ گوینده ها میتونن؟ یعنی مثلا رادیو برن؟

-بله، ببینید من که دارم دوره میبینم فقط دوره رو دیدم و هیچ تجربه ای ندارم، و شما به من گفتید که صدام فرق کرده، خب اینا در اثر تمرین بوده، و اگر میخوام کاره ای بشم همیشه میگم صدای من باید جذب کنه مخاطب رو و  هیچ جا هم خودم رو معرفی نکردم، و انقدر باید مستمر تمرین کنم تا برسم. من همیشه میگم اون مطلب رو باید ببلعی و هضم کنی و بره داخل وجودت، در رگ به رگ تو باید حل بشه تا تو واقعا اون چیزی باشی که مخاطب بپسنده.

+یعنی چطوری کسب درآمد کنیم؟

-ببینید، من خودم نه با مدرک رفتم جلو، و نه با مدرک خودم رو معرفی کردم، همیشه گفتم صدای من باید مخاطب جذب کنه، نه اینکه برم بنر بزنم، یا بگم گوینده لازم داری من هستم، یا زنگ بزنم به بقیه، من این رو نمی‌پسندم و انگار خودم کم گذاشتم و خودم رو کسر کردم.

+پس بازار یابی مستقیم برای کار شما ابدا خوب‌نیست چون رویکرد هنری ش هم خیلی زیاد هست.

-من خودم این روش رو میپسندم البته.

+من نظرم اینه، اگر مخالف هستید اعلام کنید، عملیش اینه که به نظر من بچه های گوینده، اگر کسی تازه شروع کرده و علاقه داره، بیاد حداقل در یکی از پلتفرم های اجتماعی ده تا کار بزاره، چون ما خودمون خیلی از گوینده در شرکت استفاده میکنیم و من خودم نمونه کار هارو میبینم، نمیگم هم کار رایگان انجام بده، دلی بشینه دکلمه بخونه. و اگر مثلاً موشن گرافی دوست داره، چند تا دانلود کنه و روش صداگذاری کنه، نمونه بزاره.

همین پروژه اخیری که اخیرا صدا گذاری کردیم، گفتم خانوم نیلا غفوری بیان، چون دقیقا هفته قبل شما استوری گذاشته بودید، و برنامه تون تموم شده بود. اون تو ذهنم بود. حالا شاید افراد دیگه بودن در این زمینه، ولی آخرین نفری که ارتباط گرفته بودم در فضای مجازی شما بودید. سریع شمارو پیشنهاد دادیم و وارد مذاکره شدیم و اتفاقا باعث افتخارم بود. پس شما هم اینو تایید میکنید.

-بله، میتونن، من که دارم دوره میگذرونم، مداوم باید کار تولید کنم، در یکی از شبکه ها بزارم. من یک دفعه کامل یادم هست که همه پست هام رو پاک کردم.

+غیر مرتبط بود؟

-نه، همه گویندگی بود ولی خیلی اماتور بودن، از زمانی بودن که تازه داشتم کار میکردم و با گوشی صدا رو ادیت میکردم.

+همه چیز حداقلی بود.

-بله، ولی از زمانی که پیشرفته تر شدم و گام های بزرگ تری برداشتم، باعث شد اونا رو حذف کنم.

+برای همه همینطوری هست.

-اونارو باید بذاری کنار و به مراحل جدیدتری وارد بشی. حتی الان هم شاید بعضی رو حذف کنم، چون از اون زمان خیلی پیشرفت کردم.

+البته خوبه بودنش، اما من خودم مثلا اولین تیزری که زدم به کسی نشون نمیدم، شاید چهار یا پنج نفر دیدن، سال نود و چهار یا پنج اولین تیزر رو زدم و افتضاح بود! الان که نگاه میکنم میتونم کلی ازش ایراد بگیرم. ولی نترسیدم و کار رو انجام دادم و کار رو منتشر هم کردیم در سطح بین المللی.

 البته یکی از بچه هایی که حرفه ای داره تولید محتوا می‌کنه در فضای مجازی، هنوز پست های اولش هم هست. من همیشه در جلساتی که دارم با مشتری هایی که میترسن شروع کنن و من دارم کمکشون میکنم، بهشون میگم این پیج و این پست آخر رو ببینید، بعدش میگم حرفه ای بود نه؟ بعدش میام پونصد تا هشتصد پست قبلی و میزارمش. مثلا طرف نشسته تو انباری خونشون و یک لامپ رشته ای داره و داره حرف میزنه با کلی تجهیزات پشت صحنه! ولی فرد در مسیر رشد می‌کنه.

-دقیقا، کسی موفق تر هست که در مسیر رشد کنه.

+آخه یک خطری هم داره، خیلی ها میان پیش ما  و میگن نه، مثلا برای روانشناسی میگن من نمیتونم مریم آقایی بشم، میگم برو پست های اول مریم آقایی با یک و نیم میلیون فالوور رو ببین. تمرین کرده و تلاش داشته و خودش رو رشد داده، الان انصافا چقدر داره حرفه ای و درجه یک تولید محتوا می‌کنه برای بیزینس خودش. پس یعنی چون من مریم آقایی نیستم نرم برای روانشناسی ؟

-ببینید کلا هرکسی باید صدای خودش رو داشته باشه و نه مثلا صدای بهترین فردی که در رادیو هست. الان بحث صداسازی که میشه، آقایونی که دوره گویندگی گذروندن، همشون صداهاشون یکی هست. چون استاد همه رو در یک خط توضیح و تدریس می‌کنه و همه یه جور هستن. ولی خب تن صدا همه خش دار و همه در یک مسیر هستن. چرا من صدای خودم رو نداشته باشم؟ صدای من مختص خودم هست، صدای من طوری باشه که اگه شما منو ندیدی، صدای من رو شنیدی بگی مثلا خانوم غفوری هست. این میشه برند تو و صدای تو میشه امضای تو.

+خانوم نیلا غفوری، اگه بخواید خیلی صفر و یکی نام ببرید که گویندگی در چه دسته هایی هست که بشه ازش پول دراورد، چی میگید؟! مثلا مثل نریشن، دکلمه رادیو، رادیو نمایشگاه. کدوم هاش برای درامد بهتر هست؟

-ببینید من خودم ثبت سفارش دارم، پادکست قبول میکنم و میخونم، و بعضی از شاعر ها هستن شعر می‌فرستن من میخونم، کتاب صوتی هم هست، رادیو نمایشگاه هم هست. که رادیو نمایشگاه ما میگیم، کارش از رادیو مشکل تره، چون اجرای زنده هست و  همه چی دست تو نیست. البته اجرا های رادیو در کنار کار من هست.

+بخش اصلی کار شما کدوم بخش هست؟

-من خودم بیشتر سفارش هارو میزنم، مثل پادکست، متن، نریشین، تیزر هم خیلی خوب هست.

+به نظرم تیزر بازارش هم خیلی بهتر هست.

-درآمدش هم خیلی بهتر هست. شاید من نیم ساعت یا یک ساعت وقت بزارم، و انرژی که مصرف میشه خیلی بیشتر از بقیه هست.

+دیگه چه چیز هایی هست؟ بخش دیگه ای موند؟

-دوبله هم هست، دوبله کار عشقه.

+نمی ارزه؟

-یکی از دوستان من کار می‌کنه و به من گفت اگر وارد بشی صدات خوبه برای این کار. اما علاقه من نیست، چیزی که دوست ندارم واردش هم نمیشم.

+طولانی هم هست نه؟ مثلا حداقل دو سه ماهه، مخصوصا اگر سریال باشه.

-دقیقا، یکی از اساتید خودشون استوری کرده بودن که وقتی فیلمی رو دوبله میکنن، با اینکه یک گروه اونجا درگیر هستن، اونقدر درآمدی هم نداره. کار عشق و دل هست و دلی باید کار کنی..

+خیلی هم زمان بر هست.

-دقیقا، میگفتن دوبله دو تا سه ماه وقت میزاری روش، و مثلا هفتصد هزار تومن حقوق میدن بهت. واقعا باید از درون علاقه داشته باشی.

+هفتصد تا دو تومن فکر میکنم برای یک نریشن یک تیزر تبلیغاتی میتونی پول بگیری و به صرفه تر هم هست. پس اگر علاقه دارن برن سمت این قسمت.

-اگر علاقه دارن بله، اگر دوبله دوست دارن برن سمت دوبله ولی کار عشق هست.

+رادیو چطوره؟

-خوبه، ولی اونقدر پذیرش نداره.

+محدود هست؟

-من یادم هست برای رادیو ایران درخواست دادم و نمونه صدا فرستادم. پارسال بیست و هشت اسفند ماه، آخرین ازمونش بود و تماس گرفتن که برم تهران صدا و سیما. که من اونجا مدارکم رو بردم، چون باید نامه بگیریم برای اینکه بتونیم به شهر های دیگه بریم. اونجا نامه نمی‌دادن. یادم هست با چمدون بسته استرس داشتم که برسم دوشنبه به آزمون. این برای من خوب نبود. من البته تماس گرفتم و توضیح دادم که ما اتباع هستیم و این مراحل رو باید بگذرونیم تا برسیم و حداکثر یک هفته زمان میبره که من بتونم بیام. حداقل دو سه روز زمان لازم دارم، و گفتن پس خانوم غفوری شما بمونید برای دوره بعدی که آزمون داشتیم و تماس نگرفتن تا الان.

+البته اگر رادیو می‌رفتید به نظرم وقتتون دیگه زیاد نبود و نمیشد کار دلی انجام بدید، نوع سفارش هاتون کم میشد. چون شما یه زمانی در روز باید برای رادیو ایران میذاشتید.

-دقیقا، رادیو حقوق خوبی اصلا نداره، ولی معرفی میشی و برندت قوی میشه و این خیلی خوبه. برای معرفی هم، اگه یادتون باشه برنامه قبلی که با شما بودیم من رفتم پشت اسپیس که خیلی در دید نباشم، و افراد میومدن پشت اون اسپیس با همون حال به من میگفتن صندوق کجاست که صدای من رو بشنون. و انگار معرفی میشی اگه برنامه ت خوب باشه.

+می خواستن چهره رو ببینن، که صدای چه کسی هست با چه چهره ای.

-بله، سر یه برنامه دیگه بودم، آخر تایم بود و خداحافظی کردم و داشتم میرفتم، یه آقایی وایستاد با خانومش و گفت مسیر چطوره؟ و من وایسادم براش توضیح دادم کامل. تشکر کرد و توضیح داد که من فقط برای این صحبت کردم، که ببینم صدایی که اونجا میشنویم با صدای خودتون متفاوت هست یا نه؟

میدونید چرا؟ چون بعضی گوینده ها واقعا صداشون فرق می‌کنه. من الان خیلی راحت صحبت میکنم، بدون توجه، ولی بعضی صدای عامه شون با صدای میکروفون شون فرق داره. برای من این نیست.

یادمه یکی از دوستان استوری گذاشته بود که یه آقایی برای برنامه ش با من تماس گرفته و من گوشی رو که برداشتم گفته این صدا با صدای برنامه تون فرق داره، و این رو نمیخوام. و ایشون می‌گفت این تقصیر بعضی گوینده هاست که صداشون رو عوض میکنن. و ایشون مثلا می‌گفت با کفش مجلسی، فقط مجلس میرن! اما خب من صدای واقعی خودم هم همین هست. کسی که من رو می‌شناسه و با من رفت و آمد داره میدونه من همیشه همینم.

+یادم میاد یه داستانی رو از یک گوینده ای، که فکر میکنم دوبلور یک شخصیت هندی لات بود، و می‌گفت من تصادف کردم و با طرف شروع کردم به حرف زدن، و طرف به من گفت درست صحبت کن، فکر کردی آمتی پاچانی داری اینطوری حرف میزنی؟! گفتم بابا من صدای خودم همینه! و فکر میکرد من ادای کاراکتر رو در میارم.

-بله چیزای اینطوری پیش میاد، و بعضی ها واقعا فقط روبروی میکروفون شیک حرف میزنن، و دنبال مخاطب هستن فقط. ولی خب ما که دنبال مخاطب نیستیم..

+درود به شما خانوم نیلا غفوری، تا اینجای بحث من لذت بردم، چیزی یاد گرفتم و ممنون از شما. یک نکته و بحث پایانی رو بگم، خیلی روش تاکید کردم و کلیشه ای هم نیست. می‌خوام بدونم برنامه خانوم غفوری برای ده سال آینده چی هست؟ یعنی دوست دارید کجا باشید؟ برنامه ریزی برای یک سال هم سخت هست البته.

-هدف های بزرگ تری دارم. من رشتم گویندگی هست و تخصصم، دوست دارم با زبان های مختلف کار کنم. مثلا اجرا.

+سخت هم هست.

-کار خیلی سختی هست بله که بخوای زبان متفاوت یاد بگیری ولی شیرین هست.

+یعنی ببینید، اگر بخواید گوینده به زبان فرانسه بشید، اول باید زبان رو یاد بگیرید، قواعد رو یاد بگیرید، لحن هم یاد بگیرید. مثالش هم اینه، که مثلا یک فرد خارجی هست که خیلی خوب فارسی حرف میزنه، مثل بچه های بین الملل دانشگاه فردوسی، ولی وقتی حرف میزنن نمیتونن مثل ما حرف بزنن،چون زبان مادری شون نیست. کسی که میخواد گوینده یک زبان دیگه بشه باید دقیقا مثل زبان مادری حرف بزنه و سخت هست.

-تمام تلاشم رو میکنم و برای همین گفتم گویندگی فرار هست.

+پس ان شاالله میخواید در حوزه بین الملل با زبان های دیگه هم  کار کنید و تخصص رو پیش ببرید.

-هدفم همین هست. هرجایی در هر کشوری که باشم همین رشته رو دارم.

+ان شاالله بهش برسید. خیلی لطف کردید و ممنون. اگر بحث پایانی دارید بفرمایید.

-به موفقیت فکر کنید، موفقیت موفقیت میاره‌ تلاش کنید و آخرش که به قسمت شیرین برسید سختی ها در کنارش ناچیز هستن.

+فکر کنیم به اون چیزی که می‌خوایم بهش برسیم. هر چیز که در جستن آنیم، آنیم.

-دقیقا، به چیز های خوب فکر کنیم، باور داشته باشیم، به خودمون. ببینید ما اتباع هستیم، و اقوام ما نمیدونن که من گویندگی کار میکنم، به جز چند دفعه ای که برنامه داشتم سمت خودمون و من رفتم، منو دیدن، صدای من رو شنیدن، و گفتن نیلا جان باعث افتخار هستی. و ما نمی‌دونستیم. میگفتم چی رو نمیدونستین؟ و میگفتن صدای تورو شنیدیم و همه تعریف تورو میکردن. این خوبه، چون میگن اول به جایی که میخوای برس، بعد بزار مردم بفهمن.

+اول از صد خودت رونمایی نکن.

-دقیقا، خیلی خاطرات قشنگی داره گویندگی و شیرین هست، در کنار سختی هایی که داره.

+خیلی عالی بود، براتون آرزو موفقیت میکنم و متشکرم ازتون.

-سلامت باشید.

+خیلی ممنون از توجهتون و خسته نباشید.

 

پادکست راه پله در یوتیوبپادکست راه پله در اینستاگرام

پست های مرتبط

مطالعه این پست ها رو از دست ندین!
دوربین مخفی کالای ایرانی

دوربین مخفی کالای ایرانی

ساخت دوربین مخفی از نمایشگاه ایران نوشت فیلم برداری و سناریو سازی و تدوین این تیزر توسط تیم تولید...

بیشتر بخوانید
تولید کلیپ طنز دزدی

تولید کلیپ طنز دزدی

این ویدیوی طنز برای معرفی طرح های گروه تبلیغاتی چاپ ثامن تهیه گردید. این تیزر تبلیغاتی توسط هدا استودیو...

بیشتر بخوانید
پخش نماهنگ غزه از شبکه 3

پخش نماهنگ غزه از شبکه ۳

یادمان دانش آموزان غزه به یاد کودکان غزه که در کلاس فلسطین، درس مقاومت و مظلومیت را به نمایش...

بیشتر بخوانید

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *